فیبریلاسیون بطنی (Ventricular Fibrillation – VFib)

دیدن این مقاله:
4
همراه

فیبریلاسیون بطنی (Ventricular Fibrillation – VFib): رقص مرگ در قلب و توقف نبض زندگی

فیبریلاسیون بطنی که به اختصار VFib یا VF نامیده می‌شود، خطرناک‌ترین، جدی‌ترین و کشنده‌ترین نوع اختلال ریتم قلب (آریتمی) در پزشکی است. برای درک عمق فاجعه‌ای که در این وضعیت رخ می‌دهد، باید ابتدا مکانیسم طبیعی قلب را مرور کنیم. قلب انسان یک پمپ عضلانی هوشمند است که با ریتمی هماهنگ منقبض می‌شود تا خون را به مغز و سایر اعضای حیاتی برساند. بطن‌ها (حفره‌های پایینی) مسئول اصلی این پمپاژ قدرتمند هستند. در حالت عادی، یک موج الکتریکی منظم باعث می‌شود تمام سلول‌های عضلانی بطن همزمان با هم منقبض شوند و خون را با فشار به بیرون برانند.

اما در فیبریلاسیون بطنی، این هماهنگی به هرج‌ومرج مطلق تبدیل می‌شود. به جای یک انقباض واحد و قدرتمند، سیگنال‌های الکتریکی متعددی به صورت تصادفی و آشفته در سراسر بطن‌ها شلیک می‌شوند. در نتیجه، عضله قلب به جای تپیدن، شروع به “لرزیدن” می‌کند (شبیه به لرزش یک کیسه پر از کرم). وقتی بطن‌ها فقط می‌لرزند و منقبض نمی‌شوند، پمپاژ خون به طور کامل متوقف می‌شود. فشار خون به صفر می‌رسد و جریان خون به مغز و بدن قطع می‌گردد.

این وضعیت معادل با ایست قلبی (Cardiac Arrest) است. فرد بلافاصله هوشیاری خود را از دست می‌دهد و نبض او قطع می‌شود. اگر در عرض چند دقیقه درمان انجام نشود، مرگ قطعی خواهد بود. فیبریلاسیون بطنی علت اصلی “مرگ ناگهانی قلبی” در جهان است. زمان در این بیماری طلاست؛ هر دقیقه‌ای که بدون درمان می‌گذرد، شانس بقای بیمار ۱۰ درصد کاهش می‌یابد. درک این بیماری نه تنها برای بیماران قلبی، بلکه برای عموم مردم ضروری است، زیرا نجات جان بیمار اغلب وابسته به اقدام سریع اطرافیان در لحظات اولیه است.


اسم‌های دیگر بیماری و واژه‌شناسی پزشکی

در متون پزشکی، گزارش‌های اورژانس و ادبیات علمی، فیبریلاسیون بطنی با نام‌های مختلفی شناخته می‌شود که هر کدام بر جنبه‌ای از ماهیت هولناک آن دلالت دارند. نام کامل و علمی آن Ventricular Fibrillation است. واژه “Fibrillation” از ریشه لاتین به معنای تشکیل رشته‌های کوچک یا فیبرها می‌آید که به انقباضات جداگانه و ناهماهنگ تارهای عضلانی قلب اشاره دارد. در مکالمات پزشکی و بیمارستانی، تقریباً همیشه از مخفف آن یعنی VF یا V-Fib استفاده می‌شود. شنیدن کد “وی-فیب” در بیمارستان به معنای اعلام وضعیت قرمز و نیاز فوری به تیم احیا است.

یکی از اصطلاحات بسیار مهم که اغلب به جای فیبریلاسیون بطنی به کار می‌رود، ایست قلبی ناگهانی (Sudden Cardiac Arrest – SCA) است. اگرچه ایست قلبی می‌تواند دلایل دیگری (مانند آسیستول یا سکون کامل قلب) داشته باشد، اما VF شایع‌ترین ریتم اولیه مشاهده شده در ایست‌های قلبی ناگهانی در بزرگسالان است. بنابراین در بسیاری از موارد، وقتی گفته می‌شود فردی دچار ایست قلبی شده، منظور همان وقوع فیبریلاسیون بطنی است.

در متون قدیمی‌تر یا توصیفی، گاهی به آن “لرزش بطنی” نیز گفته می‌شود که ترجمه تحت‌اللفظی فیبریلاسیون است و وضعیت فیزیکی قلب را توصیف می‌کند. همچنین ممکن است با اصطلاح “آریتمی کشنده” (Fatal Arrhythmia) یا “ریتم شالوده‌شکن” (Shockable Rhythm) مواجه شوید. اصطلاح “ریتم قابل شوک” بسیار کلیدی است، زیرا در پروتکل‌های احیا (CPR)، فیبریلاسیون بطنی یکی از دو ریتمی است که درمان اصلی آن دادن شوک الکتریکی است (ریتم دیگر تاکی‌کاردی بطنی بدون نبض است). شناخت دقیق این نام‌ها به درک بهتر گزارش‌های پزشکی و تمایز آن از حمله قلبی (سکته) کمک می‌کند.


نشانه‌های بیماری فیبریلاسیون بطنی

فیبریلاسیون بطنی یک رویداد آنی و دراماتیک است. برخلاف بسیاری از بیماری‌ها که علائم تدریجی دارند، علامت اصلی VFib، سقوط ناگهانی (Collapse) و از دست دادن هوشیاری است. در واقع، خودِ فیبریلاسیون بطنی معمولاً علامتی ندارد زیرا به محض شروع آن، فرد بیهوش می‌شود. با این حال، ممکن است علائمی مربوط به “مرحله پیش از ایست قلبی” وجود داشته باشد که ناشی از بیماری زمینه‌ای (مانند حمله قلبی) است که منجر به VFib شده است.

نشانه‌های بیماری فیبریلاسیون بطنی
نشانه‌های بیماری فیبریلاسیون بطنی

علائم هشداردهنده که ممکن است دقایقی یا ساعاتی قبل از وقوع VFib رخ دهند شامل درد قفسه سینه (آنژین)، تپش قلب شدید (تاکی‌کاردی)، سرگیجه، تهوع و تنگی نفس است. اگر فردی دچار تاکی‌کاردی بطنی (VT) شود که پیش‌زمینه VFib است، ممکن است احساس کوبش شدید در سینه و سبکی سر داشته باشد. اما به محض اینکه ریتم به فیبریلاسیون تبدیل شود، جریان خون مغز قطع شده و فرد ظرف چند ثانیه روی زمین می‌افتد.

در زمان وقوع VFib، بیمار هیچ پاسخی به صدا کردن یا تکان دادن نمی‌دهد. نبض بیمار (حتی در شریان‌های اصلی گردن) قابل لمس نیست. تنفس بیمار قطع می‌شود یا به صورت “نفس‌های آگونال” (Agonal Breathing) در می‌آید؛ این‌ها نفس‌های صدادار، بریده‌بریده و غیرمؤثری هستند که شبیه به گاز زدن هوا یا خرناس کشیدن به نظر می‌رسند و نباید با تنفس طبیعی اشتباه گرفته شوند. رنگ پوست بیمار به سرعت کبود (سیانوتیک) یا خاکستری می‌شود. گشاد شدن مردمک چشم‌ها نیز در عرض چند دقیقه رخ می‌دهد. تشخیص این علائم توسط اطرافیان و شروع فوری اقدامات احیا، تنها پل ارتباطی بیمار با زندگی است.


نحوه تشخیص بیماری

تشخیص قطعی فیبریلاسیون بطنی تنها با استفاده از دستگاه مانیتور قلب یا الکتروکاردیوگرام (ECG/EKG) امکان‌پذیر است. در صحنه حادثه، زمانی که تیم اورژانس می‌رسد یا وقتی از دستگاه‌های شوک خودکار (AED) استفاده می‌شود، دستگاه با تحلیل ریتم قلب تشخیص را اعلام می‌کند. در نوار قلب، VFib الگوی بسیار مشخص و ترسناکی دارد: به جای امواج منظم و تکرارشونده P-QRS-T که نشان‌دهنده ضربان نرمال هستند، خط نوار قلب تبدیل به امواجی کاملاً بی‌نظم، آشفته، با دامنه و شکل متغیر و بدون هیچ الگوی تکرارشونده‌ای می‌شود. این امواج “آشوب الکتریکی” را نشان می‌دهند.

پزشکان VFib را به دو دسته “درشت” (Coarse) و “ریز” (Fine) تقسیم می‌کنند. در نوع درشت، امواج دامنه بلندتری دارند که نشان می‌دهد زمان کمی از شروع ایست قلبی گذشته و ذخایر انرژی قلب هنوز تمام نشده است؛ این نوع پاسخ بهتری به شوک می‌دهد. در نوع ریز، امواج کوتاه و نزدیک به خط صاف هستند که نشان‌دهنده گذشت زمان طولانی‌تر و پیش‌آگهی بدتر است. اگر درمان انجام نشود، VFib ریز نهایتاً به “آسیستول” (خط صاف) تبدیل می‌شود که به معنای مرگ کامل الکتریکی قلب است.

پس از احیای موفقیت‌آمیز و بازگشت ضربان قلب، پزشک باید علت وقوع VFib را تشخیص دهد. برای این کار از آنژیوگرافی عروق کرونر (برای دیدن گرفتگی رگ‌ها)، اکوکاردیوگرافی (برای دیدن ساختار قلب)، آزمایش خون (برای بررسی الکترولیت‌ها و آنزیم‌های قلبی) و گاهی تست‌های ژنتیک استفاده می‌شود. تشخیص علت زمینه‌ای برای پیشگیری از تکرار فاجعه حیاتی است.


علت ابتلا به فیبریلاسیون بطنی

شایع‌ترین و اصلی‌ترین علت فیبریلاسیون بطنی، اختلال در خون‌رسانی به عضله قلب یا همان بیماری ایسکمیک قلب است. سکته قلبی حاد (Heart Attack) مسئول درصد بالایی از موارد VFib است. وقتی یک رگ قلب مسدود می‌شود، سلول‌های قلبی دچار کمبود اکسیژن شده و از نظر الکتریکی ناپایدار می‌شوند، که این ناپایداری منجر به آشوب الکتریکی و VFib می‌گردد. همچنین، بافت اسکار (جوشگاه) باقی‌مانده از سکته‌های قدیمی نیز می‌تواند کانون ایجاد مدارهای چرخشی الکتریکی و شروع VFib باشد.

دسته دوم علل، بیماری‌های ساختاری عضله قلب یا کاردیومیوپاتی‌ها هستند. بزرگ شدن قلب (کاردیومیوپاتی گشادشده) یا ضخیم شدن غیرطبیعی دیواره قلب (کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک) سیستم سیم‌کشی قلب را مختل کرده و خطر VFib را افزایش می‌دهد. نارسایی قلبی پیشرفته نیز زمینه را برای این آریتمی فراهم می‌کند.

علت ابتلا به فیبریلاسیون بطنی
علت ابتلا به فیبریلاسیون بطنی

علل غیرساختاری و متابولیک نیز مهم هستند. اختلالات شدید الکترولیت‌های خون، به ویژه کاهش یا افزایش پتاسیم و منیزیم، می‌تواند مستقیماً باعث VFib شود. برق‌گرفتگی، غرق‌شدگی و ضربه شدید به قفسه سینه (Commotio Cordis) از علل محیطی هستند. مسمومیت با برخی داروها و مواد مخدر (مانند کوکائین و مت‌آمفتامین) نیز محرک قوی برای این وضعیت است. همچنین سندرم‌های ژنتیکی خاصی وجود دارند که در قلب‌های ظاهراً سالم باعث VFib می‌شوند، مانند سندرم بروگادا و سندرم QT طولانی. این موارد اغلب مسئول مرگ ناگهانی در جوانان و ورزشکاران هستند.


تفاوت بیماری در مردان و زنان

فیبریلاسیون بطنی در مردان شایع‌تر از زنان است. آمارها نشان می‌دهند که مردان حدود ۲ تا ۳ برابر بیشتر از زنان دچار ایست قلبی ناشی از VFib می‌شوند. دلیل اصلی این تفاوت، شیوع بالاتر بیماری عروق کرونر (CAD) و سکته‌های قلبی در مردان است که عامل اصلی VFib محسوب می‌شود. مردان معمولاً در سنین پایین‌تری نسبت به زنان دچار گرفتگی عروق می‌شوند و در نتیجه ریسک ایست قلبی در آن‌ها زودتر آغاز می‌شود.

در زنان، الگوی بیماری کمی متفاوت است. اگرچه شیوع کلی کمتر است، اما زنان بیشتر مستعد ابتلا به انواع خاصی از VFib هستند که زمینه غیرایسکمیک دارند. به عنوان مثال، زنان به دلیل تفاوت‌های فیزیولوژیک در کانال‌های یونی قلب، بیشتر در معرض خطر سندرم “QT طولانی” (اکتسابی یا مادرزادی) هستند. این سندرم می‌تواند منجر به نوع خاصی از تاکی‌کاردی بطنی به نام “تورساد دو پوینت” شود که به سرعت به VFib تبدیل می‌گردد.

همچنین زنان ممکن است علائم هشداردهنده پیش از ایست قلبی را متفاوت از مردان تجربه کنند (مثلاً خستگی مفرط یا تنگی نفس به جای درد سینه کلاسیک)، که این موضوع می‌تواند منجر به تأخیر در کمک‌خواهی شود. اثرات محافظتی هورمون استروژن قبل از یائسگی یکی از دلایل کمتر بودن بیماری‌های عروقی در زنان جوان است، اما پس از یائسگی این ریسک افزایش می‌یابد. در مجموع، اگرچه مردان بیشتر مبتلا می‌شوند، اما پیش‌آگهی و شانس بقا در هر دو جنس به سرعت عمل در احیا بستگی دارد.


پیشگیری از فیبریلاسیون بطنی

پیشگیری از VFib به دو دسته “پیشگیری اولیه” (در افرادی که تاکنون دچار ایست قلبی نشده‌اند) و “پیشگیری ثانویه” (در افرادی که نجات یافته‌اند) تقسیم می‌شود. پیشگیری اولیه عمدتاً بر مدیریت عوامل خطر بیماری‌های قلبی متمرکز است. کنترل فشار خون، درمان کلسترول بالا، مدیریت دیابت، ترک سیگار، رژیم غذایی سالم و ورزش منظم، همگی با جلوگیری از گرفتگی عروق کرونر، خطر VFib را کاهش می‌دهند.

برای افرادی که بیماری قلبی شناخته شده دارند (مانند نارسایی قلبی با کسر جهشی پایین)، استفاده از داروهای محافظت‌کننده مانند بتابلوکرها و مهارکننده‌های ACE ضروری است. این داروها با کاهش استرس روی قلب و جلوگیری از تغییر شکل آن، ریسک آریتمی را کم می‌کنند. غربالگری خانواده‌هایی که سابقه مرگ ناگهانی در جوانی دارند، برای شناسایی بیماری‌های ژنتیکی پنهان حیاتی است.

در پیشگیری ثانویه و همچنین برای افراد بسیار پرخطر در پیشگیری اولیه، مؤثرترین روش استفاده از دستگاه ICD (دفیبریلاتور کاشته‌شدنی) است. این دستگاه کوچک زیر پوست سینه قرار می‌گیرد و سیم‌های آن به داخل قلب می‌روند. ICD به طور مداوم ریتم قلب را پایش می‌کند و اگر VFib رخ دهد، در عرض چند ثانیه شوک می‌دهد و ریتم را برمی‌گرداند. این دستگاه فرشته نجات بیماران پرخطر است. درمان اختلالات الکترولیتی و پرهیز از داروهایی که ریتم قلب را برهم می‌زنند نیز بخشی از استراتژی پیشگیری است.


روش‌های درمان و زنجیره بقا

درمان فیبریلاسیون بطنی یک مسابقه تمام‌عیار با زمان است. پروتکل جهانی درمان در قالب “زنجیره بقا” تعریف می‌شود. حلقه اول، تشخیص سریع ایست قلبی و تماس فوری با اورژانس (۱۱۵) است. حلقه دوم، شروع سریع احیای قلبی ریوی (CPR) توسط اطرافیان است. ماساژ قلبی محکم و سریع (۱۰۰ تا ۱۲۰ بار در دقیقه) باعث می‌شود جریان حداقلی خون به مغز حفظ شود و زمان خریده شود.

حلقه سوم و حیاتی‌ترین بخش درمان، دفیبریلاسیون (شوک الکتریکی) است. VFib تنها با شوک الکتریکی متوقف می‌شود. دستگاه دفیبریلاتور (AED) با عبور دادن جریان برق قوی از قفسه سینه، تمام سلول‌های قلب را همزمان دپولاریزه (تخلیه) می‌کند و به گره سینوسی فرصت می‌دهد تا دوباره فرماندهی را به دست بگیرد و ریتم منظم را برقرار کند. هر دقیقه تأخیر در شوک دادن، شانس موفقیت را به شدت کاهش می‌دهد.

حلقه چهارم، اقدامات پیشرفته احیا توسط تیم اورژانس (تزریق دارو و لوله‌گذاری تنفسی) و انتقال به بیمارستان است. حلقه پنجم، مراقبت‌های پس از ایست قلبی در بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) است که شامل کنترل دما (سرد کردن بدن برای محافظت از مغز)، حمایت تنفسی و درمان علت زمینه (مثلاً آنژیوپلاستی فوری برای باز کردن رگ گرفته) می‌باشد. درمان VFib یک کار تیمی است که از خیابان شروع می‌شود و در پیشرفته‌ترین بخش‌های بیمارستان ادامه می‌یابد.


درمان دارویی (اورژانسی و طولانی‌مدت)

در فاز حاد و حین عملیات احیا، داروها نقش کمکی برای شوک الکتریکی دارند. اولین داروی تزریقی، اپی‌نفرین (آدرنالین) است. این دارو با تنگ کردن رگ‌های محیطی، جریان خون را به سمت قلب و مغز هدایت می‌کند و شانس بازگشت گردش خون خودبخودی را افزایش می‌دهد. اپی‌نفرین هر ۳ تا ۵ دقیقه تکرار می‌شود.

داروی مهم دیگر، آمیودارون (Amiodarone) است. این یک داروی ضد آریتمی قوی است که اگر شوک‌های اولیه ناموفق باشند، تزریق می‌شود تا آستانه تحریک‌پذیری سلول‌های قلب را تغییر دهد و VFib را متوقف کند. لیدوکائین جایگزینی برای آمیودارون است. سولفات منیزیم نیز در موارد خاص (مانند تورساد دو پوینت) استفاده می‌شود.

در فاز طولانی‌مدت (برای بیمارانی که زنده مانده‌اند)، درمان دارویی برای جلوگیری از عود آریتمی تجویز می‌شود. بتابلوکرها (مانند متوپرولول یا کارودیلول) سنگ بنای درمان هستند. این داروها اثر هورمون‌های استرس (آدرنالین) را بر قلب خنثی می‌کنند و ثبات الکتریکی قلب را افزایش می‌دهند. آمیودارون خوراکی نیز ممکن است برای کنترل طولانی‌مدت تجویز شود، هرچند عوارض جانبی زیادی در درازمدت دارد. همچنین داروهای درمان نارسایی قلبی و رقیق‌کننده خون (در صورت نیاز) بخش دیگری از رژیم دارویی هستند.


درمان خانگی و نقش اطرافیان

همانند سایر اورژانس‌های حیاتی، هیچ درمان خانگی، گیاهی یا سنتی برای فیبریلاسیون بطنی وجود ندارد. در لحظه وقوع VFib، بیمار مرده محسوب می‌شود و تنها اقدامات پزشکی مدرن می‌تواند او را زنده کند. با این حال، نقش “خانه” و اطرافیان در اینجا به معنای “اقدام فوری احیا” است. یادگیری مهارت CPR (ماساژ قلبی) برای تمام افراد خانواده بیماران قلبی واجب است. وجود دستگاه شوک خودکار (AED) در اماکن عمومی و مجتمع‌های مسکونی بزرگ می‌تواند نجات‌بخش باشد.

درمان‌های خانگی واقعی مربوط به مرحله پیشگیری و بازتوانی هستند. پس از ترخیص از بیمارستان، بیمار نیاز به محیطی آرام و بدون استرس دارد. حمایت روانی خانواده بسیار مهم است، زیرا بسیاری از بازماندگان دچار اضطراب و افسردگی می‌شوند. پایش وزن، فشار خون و مصرف منظم داروها وظایف خانگی بیمار است. همچنین اگر بیمار دستگاه ICD دارد، خانواده باید بدانند در صورت شوک دادن دستگاه چه کاری انجام دهند (معمولاً حفظ آرامش و تماس با پزشک).


رژیم غذایی مناسب

تغذیه نقش مستقیمی در سلامت سلول‌های قلب و پیشگیری از آریتمی دارد. رژیم غذایی باید بر حفظ تعادل الکترولیت‌ها تمرکز داشته باشد. پتاسیم و منیزیم دو عنصر حیاتی برای ثبات الکتریکی قلب هستند. مصرف منابع غنی مانند موز، آووکادو، اسفناج، بادام، دانه‌ها و حبوبات توصیه می‌شود. کمبود این مواد می‌تواند قلب را مستعد فیبریلاسیون کند.

رژیم غذایی مدیترانه‌ای که سرشار از چربی‌های سالم (روغن زیتون)، ماهی، میوه و سبزیجات است، بهترین الگو برای این بیماران است. اسیدهای چرب امگا-۳ (موجود در ماهی‌های چرب مثل سالمون) اثرات ضد آریتمی ثابت شده‌ای دارند و مصرف منظم آن‌ها خطر مرگ ناگهانی را کاهش می‌دهد.

محدودیت مصرف سدیم (نمک) برای کنترل فشار خون و جلوگیری از نارسایی قلبی ضروری است. پرهیز از محرک‌ها بسیار مهم است؛ مصرف الکل زیاد (Sodden Death) و کافئین بیش از حد می‌تواند تریگر VFib باشد. همچنین قندهای ساده و چربی‌های ترانس باید حذف شوند تا از پیشرفت گرفتگی عروق جلوگیری گردد. هیدراتاسیون کافی نیز برای حفظ تعادل یونی بدن لازم است.


عوارض و خطرات فیبریلاسیون بطنی

بدیهی‌ترین و بزرگترین خطر VFib، مرگ است. اما برای کسانی که احیا می‌شوند، عوارض پس از ایست قلبی چالشی بزرگ است. مهم‌ترین نگرانی، آسیب مغزی است. مغز تنها ۳ تا ۵ دقیقه می‌تواند بدون اکسیژن زنده بماند. اگر CPR دیر شروع شود، حتی اگر قلب دوباره بزند، بیمار ممکن است دچار آسیب مغزی هیپوکسیک (کمبود اکسیژن) شود که طیفی از اختلالات حافظه خفیف تا زندگی نباتی دائمی یا مرگ مغزی را در بر می‌گیرد.

سندرم پس از ایست قلبی (Post-Cardiac Arrest Syndrome) شامل نارسایی چند ارگانی (کلیه، کبد) به دلیل شوک ناشی از قطع جریان خون است. آسیب قفسه سینه (شکستگی دنده) ناشی از ماساژ قلبی عارضه‌ای شایع اما قابل قبول در برابر نجات جان است. عوارض روانی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در بازماندگان بسیار شایع است. همچنین ترس از شوک خوردن توسط دستگاه ICD می‌تواند کیفیت زندگی بیمار را تحت تأثیر قرار دهد.


بیماری در کودکان و دوران بارداری

فیبریلاسیون بطنی در کودکان نادر است اما بسیار تراژیک می‌باشد. در کودکان، VFib معمولاً ناشی از بیماری‌های مادرزادی قلبی (مانند تترالوژی فالوت)، کاردیومیوپاتی‌ها، میوکاردیت (عفونت ویروسی قلب) یا سندرم‌های ژنتیکی کانال یونی است. ضربه ناگهانی توپ به قفسه سینه در ورزش (Commotio Cordis) یکی از علل نادر اما شناخته شده ایست قلبی در کودکان سالم است. احیای کودکان نیاز به تکنیک‌های خاص متناسب با جثه آن‌ها دارد.

در دوران بارداری، VFib یک فاجعه برای مادر و جنین است. علل آن می‌تواند شامل بیماری قلبی زمینه‌ای مادر، مسمومیت حاملگی شدید، آمبولی مایع آمنیوتیک یا کاردیومیوپاتی بارداری باشد. احیای زن باردار دشوارتر است و نیاز به تکنیک‌هایی مانند جابجایی رحم به چپ (برای برداشتن فشار از روی ورید اصلی) دارد. اگر مادر احیا نشود، سزارین فوری (Perimortem Cesarean) در عرض ۴ تا ۵ دقیقه برای نجات جان جنین و کمک به احیای مادر انجام می‌شود.


طول درمان و دورنمای بیماری

مدت زمان درمان فاز حاد VFib دقایق و ثانیه‌هاست، اما مدیریت بیماری زمینه‌ای مادام‌العمر است. بیماری که از VFib نجات یافته، تا پایان عمر در معرض خطر تکرار آن است. طول دوره بستری در بیمارستان بستگی به میزان آسیب مغزی و قلبی دارد و می‌تواند از چند روز تا چند ماه متغیر باشد.

دورنمای (پیش‌آگهی) بیماری کاملاً وابسته به “زمان شروع احیا” و “ریتم اولیه” است. اگر VFib در حضور شاهدان رخ دهد و بلافاصله شوک داده شود، شانس بقا بسیار بالاست (تا ۵۰-۷۰ درصد). اما اگر بیمار بدون شاهد باشد یا احیا دیر شروع شود، شانس بقا به زیر ۵ درصد می‌رسد. با کاشت دستگاه ICD و مصرف داروها، بسیاری از بازماندگان می‌توانند سال‌های طولانی زندگی کنند، اما همواره باید تحت نظر متخصص قلب باشند.


دستگاه ICD: فرشته نجات آهنی

برای کسانی که یک بار مرگ را با VFib تجربه کرده‌اند یا در خطر بالای آن هستند، دستگاه ICD (Implantable Cardioverter Defibrillator) حیاتی‌ترین ابزار است. این دستگاه شبیه یک اورژانس خصوصی عمل می‌کند که ۲۴ ساعته در سینه بیمار کشیک می‌دهد. ICD میلی‌ثانیه‌ها پس از شروع VFib آن را تشخیص می‌دهد و با دادن یک شوک داخلی (که بیمار آن را مثل یک لگد محکم به سینه حس می‌کند)، ریتم را برمی‌گرداند. مطالعات نشان داده‌اند ICD برتر از هر دارویی در پیشگیری از مرگ ناگهانی عمل می‌کند.


جمع‌بندی

فیبریلاسیون بطنی (VFib) وضعیت اورژانسی ایست قلبی است که در آن بطن‌ها به جای تپیدن، می‌لرزند. علائم اصلی شامل بیهوشی ناگهانی و فقدان نبض است. نحوه تشخیص با نوار قلب (ECG) و مشاهده امواج آشفته است. علت ابتلا عمدتاً بیماری‌های عروق کرونر، سکته قلبی و اختلالات الکترولیتی است.

روش درمان اصلی و حیاتی، شوک الکتریکی (دفیبریلاسیون) همراه با ماساژ قلبی (CPR) است. داروها شامل اپی‌نفرین و آمیودارون هستند. عوارض شامل آسیب مغزی و مرگ است. این بیماری در مردان شایع‌تر است. برای بازماندگان، کاشت دستگاه ICD و تغییر سبک زندگی برای پیشگیری از عود، درمانی مادام‌العمر خواهد بود. آگاهی عمومی از CPR تنها راه بهبود آمار بقا در این بیماری کشنده است.

دیدگاهتان را بنویسید