بیماری واریس مری (Esophageal Varices)
- بررسی جامع بیماری واریس مری: قاتل خاموش در بیماران کبدی
- نشانه های بیماری واریس مری
- علت ابتلا به بیماری واریس مری
- نحوه تشخیص بیماری واریس مری
- روش های درمان بیماری واریس مری
- درمان دارویی بیماری واریس مری
- پیشگیری از بیماری واریس مری
- رژیم غذایی مناسب برای بیماری واریس مری
- درمان خانگی بیماری واریس مری (اقدامات حمایتی)
- تفاوت بیماری واریس مری در مردان و زنان
- بیماری واریس مری در کودکان و در دوران بارداری
- عوارض و خطرات بیماری واریس مری
- طول درمان بیماری واریس مری چقدر است
- اسم های دیگر بیماری واریس مری
- درجهبندی و دستهبندی واریسهای مری (موضوع مرتبط اضافه شده)
بررسی جامع بیماری واریس مری: قاتل خاموش در بیماران کبدی
واریس مری (Esophageal Varices) به بزرگ و متسع شدن غیرطبیعی وریدها (رگهای خونی) در قسمت پایینی لوله مری گفته میشود. مری لولهای عضلانی است که گلو را به معده متصل میکند. این بیماری شباهت زیادی به واریسهایی دارد که ممکن است در پاها مشاهده کنید، با این تفاوت که در داخل بدن و در مکانی بسیار حساس رخ میدهد و قابل مشاهده مستقیم نیست. واریس مری تقریباً همیشه در افرادی رخ میدهد که بیماریهای جدی کبدی دارند.
مکانیسم ایجاد این بیماری به جریان خون کبد مربوط میشود. زمانی که جریان خون طبیعی به کبد به دلیل وجود بافت اسکار (سیروز) یا لخته مسدود میشود، فشار در ورید باب (Portal Vein) – رگ بزرگی که خون را از دستگاه گوارش به کبد میبرد – بالا میرود. این وضعیت که پرفشاری ورید باب نامیده میشود، خون را مجبور میکند تا مسیرهای جایگزینی برای بازگشت به قلب پیدا کند. این مسیرهای فرعی معمولاً رگهای کوچکتر در قسمت پایین مری هستند. از آنجا که این رگها برای تحمل حجم زیاد خون طراحی نشدهاند، متورم شده و دیواره آنها نازک میشود. خطر اصلی زمانی است که این رگهای متورم پاره شوند و خونریزی شدید و تهدیدکننده حیات ایجاد کنند.
واریس مری یکی از خطرناکترین عوارض سیروز کبدی است. آمارها نشان میدهد که حدود نیمی از بیماران مبتلا به سیروز در نهایت دچار واریس مری میشوند. خونریزی ناشی از این واریسها یک اورژانس پزشکی تمامعیار است و نرخ مرگومیر بالایی دارد. با این حال، با پیشرفتهای پزشکی در دهههای اخیر، روشهای غربالگری و درمانی بهبود یافتهاند و بسیاری از بیماران میتوانند با مدیریت صحیح، از خونریزی پیشگیری کرده و زندگی طولانیتری داشته باشند. درک دقیق این بیماری، علائم هشداردهنده و راههای کنترل آن برای هر بیمار کبدی و خانوادهاش حیاتی است.
نشانه های بیماری واریس مری
خطرناکترین ویژگی واریس مری این است که اغلب تا زمانی که پاره نشود و خونریزی نکند، هیچ علامت یا نشانهای ایجاد نمیکند. به همین دلیل به آن “قاتل خاموش” میگویند. بیمار ممکن است سالها واریسهای بزرگ در مری خود داشته باشد و کاملاً از آن بیخبر باشد، مگر اینکه در طی معاینات دورهای کبد، آندوسکوپی انجام دهد. بنابراین، علائمی که معمولاً به واریس مری نسبت داده میشوند، در واقع علائم خونریزی واریس یا علائم بیماری زمینهای کبد هستند.
زمانی که واریس پاره میشود، علائم به شدت و سرعت بروز میکنند. شایعترین و ترسناکترین علامت، استفراغ خونی (Hematemesis) است. بیمار ممکن است حجم زیادی خون روشن بالا بیاورد یا استفراغی داشته باشد که ظاهری شبیه به “تفاله قهوه” دارد (که نشاندهنده خونی است که مدتی در معده مانده و با اسید تماس داشته است). علامت دیگر، مدفوع قیری رنگ، سیاه و بدبو (Melena) است. این رنگ سیاه ناشی از هضم شدن خون در روده است. در موارد خونریزی شدید، ممکن است خون روشن از مقعد نیز دفع شود.
علاوه بر علائم خونریزی، بیمار ممکن است علائم شوک را تجربه کند: سرگیجه شدید، ضعف ناگهانی، رنگپیریدگی، تپش قلب، افت فشار خون و حتی از دست دادن هوشیاری. علائم دیگری نیز وجود دارد که مستقیماً مربوط به واریس نیستند اما نشاندهنده بیماری کبدی پیشرفتهای هستند که عامل ایجاد واریس است. این علائم شامل زردی پوست و چشمها (یرقان)، تورم شکم ناشی از تجمع مایع (آسیت)، خونریزی یا کبودی آسان پوست، و قرمزی کف دستهاست. هر بیمار مبتلا به بیماری مزمن کبدی باید نسبت به تغییر رنگ مدفوع یا هرگونه استفراغ خونی بسیار هوشیار باشد، زیرا اینها اولین زنگ خطرهای پارگی واریس هستند.
علت ابتلا به بیماری واریس مری
علت اصلی و بنیادین ایجاد واریس مری، وضعیتی به نام “پرفشاری ورید باب” (Portal Hypertension) است. ورید باب رگ بزرگی است که خون غنی از مواد مغذی را از معده، رودهها، طحال و لوزالمعده جمعآوری کرده و به کبد میرساند تا در آنجا تصفیه و پردازش شود. هر عاملی که مانع از جریان آزادانه خون در این سیستم شود، باعث افزایش فشار خون در ورید باب میشود. مانند رودخانهای که سدی در برابر آن ساخته شود، آب (خون) به عقب برمیگردد و سعی میکند از جویبارهای کوچک اطراف (رگهای مری) عبور کند.

شایعترین علت انسداد جریان خون کبد و در نتیجه واریس مری، سیروز کبدی است. سیروز به معنای ایجاد بافت اسکار (لیفی) شدید در کبد است که ساختار طبیعی آن را از بین میبرد. در کشورهای غربی و بسیاری از نقاط جهان، مصرف بیش از حد الکل، عفونتهای مزمن هپاتیت B و C و بیماری کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) اصلیترین دلایل سیروز هستند. بافت اسکار سفت است و اجازه عبور خون را نمیدهد، بنابراین فشار پورتال بالا میرود.
علاوه بر سیروز، علل دیگری نیز وجود دارد. لخته شدن خون در ورید باب (ترومبوز ورید باب) میتواند باعث انسداد مسیر شود، حتی اگر خود کبد سالم باشد. این حالت ممکن است در اثر عفونتهای شکمی، تومورها یا اختلالات انعقادی رخ دهد. عفونتهای انگلی مانند شیستوزومیازیس (که در بخشهایی از آفریقا و خاورمیانه شایع است) میتواند باعث آسیب به وریدهای کبدی و پرفشاری خون شود. برخی بیماریهای مادرزادی مجاری صفراوی و سندرم بود-کیاری (انسداد وریدهایی که خون را از کبد خارج میکنند) نیز از علل نادرتر هستند. در نهایت، نارسایی شدید سمت راست قلب نیز میتواند باعث پسزده شدن خون به کبد و ایجاد فشار شود، هرچند به ندرت به تنهایی باعث واریس مری میشود.
نحوه تشخیص بیماری واریس مری
تشخیص زودهنگام واریس مری، قبل از اینکه دچار خونریزی شود، هدف اصلی در مدیریت بیماران کبدی است. استاندارد طلایی و دقیقترین روش برای تشخیص این بیماری، آندوسکوپی فوقانی است. در این روش، پزشک پس از بیحسی گلو و استفاده از آرامبخش، یک لوله باریک و انعطافپذیر مجهز به دوربین و نور را از دهان وارد مری میکند. پزشک با مشاهده مستقیم داخل مری، میتواند رگهای متسع را ببیند، اندازه آنها را ارزیابی کند و علائم خطر خونریزی (مانند نقاط قرمز روی واریس) را بررسی نماید.
بر اساس یافتههای آندوسکوپی، واریسها درجهبندی میشوند. واریسهای کوچک (Grade I) ممکن است صاف باشند و با دمیدن هوا ناپدید شوند، در حالی که واریسهای بزرگ (Grade III) فضای مری را اشغال کرده و خطر پارگی بالایی دارند. تمام بیماران مبتلا به سیروز کبدی باید در زمان تشخیص سیروز، غربالگری آندوسکوپی شوند. اگر واریس وجود نداشته باشد، تکرار آزمایش هر ۲ تا ۳ سال توصیه میشود، و اگر واریسهای کوچک وجود داشته باشد، فواصل کمتر میشود.
علاوه بر روش تهاجمی آندوسکوپی، روشهای تصویربرداری دیگر نیز کمککننده هستند. سیتی اسکن (CT Scan) و امآرآی (MRI) شکم میتوانند ورید باب بزرگ شده، واریسهای اطراف معده و مری و عروق جانبی را نشان دهند. سونوگرافی داپلر (Doppler Ultrasound) میتواند جهت و سرعت جریان خون در ورید باب را اندازهگیری کند و انسداد یا لخته را تشخیص دهد. همچنین اخیراً استفاده از الاستوگرافی (FibroScan) که میزان سفتی کبد را اندازه میگیرد، به پزشکان کمک میکند تا حدس بزنند کدام بیماران بیشتر در معرض خطر پرفشاری پورتال هستند و نیاز فوری به آندوسکوپی دارند. آزمایش خون و بررسی تعداد پلاکتها نیز مهم است؛ پلاکت پایین اغلب نشانهای از بزرگ شدن طحال ناشی از پرفشاری پورتال است.
روش های درمان بیماری واریس مری
درمان واریس مری بر دو هدف اصلی متمرکز است: پیشگیری از خونریزی اولیه در واریسهای موجود، و توقف خونریزی فعال در صورت پارگی. رویکرد درمانی بسته به اندازه واریس و وضعیت بیمار متفاوت است. برای واریسهای بزرگ که هنوز خونریزی نکردهاند، یکی از موثرترین روشهای درمانی “بستن واریس با باند” یا Band Ligation است. این کار در حین آندوسکوپی انجام میشود. پزشک با استفاده از دستگاه مکنده، واریس را به داخل محفظهای میکشد و سپس یک نوار لاستیکی کوچک را دور پایه آن میاندازد. این نوار جریان خون را قطع میکند و واریس خشک شده و میافتد.

اگر بیمار دچار خونریزی فعال شود، اقدامات اورژانسی حیاتی است. علاوه بر باند لیگاسیون که درمان انتخابی است، ممکن است از روش اسکلروتراپی استفاده شود. در این روش، مادهای شیمیایی مستقیماً به داخل واریس تزریق میشود تا خون لخته شده و رگ مسدود شود. اگر روشهای آندوسکوپی موفقیتآمیز نباشند یا خونریزی بسیار شدید باشد، از روشهای موقت مانند “تامپوناد با بالون” (Sengstaken-Blakemore tube) استفاده میشود که در آن یک لوله مخصوص وارد مری شده و با باد شدن بالون، روی واریسها فشار میآورد تا خونریزی متوقف شود.
در مواردی که خونریزی کنترل نمیشود یا مکرراً عود میکند، روشی به نام TIPS (شنت داخل کبدی پورتوسیستمیک) انجام میشود. در این روش رادیولوژی مداخلهای، یک استنت (لوله توری فلزی) در داخل کبد قرار داده میشود تا ورید باب را مستقیماً به ورید کبدی متصل کند. این کار مانند ایجاد یک میانبر است که خون را از کبد دور میزند و فشار ورید باب را به شدت کاهش میدهد. اگرچه TIPS در کاهش فشار بسیار موثر است، اما میتواند خطر گیجی و انسفالوپاتی کبدی را افزایش دهد زیرا خون دیگر توسط کبد تصفیه نمیشود. آخرین و قطعیترین درمان برای بیماری زمینهای، پیوند کبد است که در موارد نارسایی پیشرفته کبد در نظر گرفته میشود.
درمان دارویی بیماری واریس مری
دارودرمانی نقش بسیار مهمی در پیشگیری از خونریزی واریس ایفا میکند. خط اول درمان برای بیمارانی که واریسهای متوسط تا بزرگ دارند اما هنوز خونریزی نکردهاند، استفاده از داروهای مسدودکننده بتا (Beta-blockers) غیرانتخابی است. داروهایی مانند پروپرانولول (Propranolol) و نادولول (Nadolol) در این دسته قرار دارند. کارودیلول نیز داروی جدیدتری است که گاهی ترجیح داده میشود. این داروها با دو مکانیسم عمل میکنند: اول کاهش ضربان قلب و برونده قلبی، و دوم تنگ کردن عروق احشایی که باعث کاهش جریان خون ورودی به سیستم پورتال میشود.
هدف از تجویز این داروها، کاهش فشار ورید باب است تا خطر پارگی واریس کم شود. دوز دارو معمولاً به تدریج افزایش مییابد تا زمانی که ضربان قلب بیمار در حالت استراحت به حدود ۵۵ تا ۶۰ ضربه در دقیقه برسد یا عوارض جانبی بروز کند. مصرف این داروها معمولاً باید تا پایان عمر یا تا زمان پیوند کبد ادامه یابد. قطع ناگهانی آنها میتواند باعث افزایش ناگهانی فشار و خونریزی شود.
در شرایط اورژانسی که خونریزی فعال وجود دارد، از دسته دیگری از داروها به نام تنگکنندههای عروقی (Vasoconstrictors) استفاده میشود. اکتروتاید (Octreotide) و ترلیپرسین (Terlipressin) از این گروه هستند. این داروها با انقباض شدید عروق خونرسان به احشاء، جریان خون ورودی به ورید باب را کاهش میدهند و به بند آمدن خونریزی کمک میکنند. این داروها معمولاً به صورت تزریق وریدی مداوم در بخش مراقبتهای ویژه به مدت ۲ تا ۵ روز تجویز میشوند و اغلب در ترکیب با درمان آندوسکوپی استفاده میشوند تا بهترین نتیجه حاصل شود. آنتیبیوتیکهای پیشگیرانه نیز برای جلوگیری از عفونت در زمان خونریزی تجویز میشوند که شانس بقا را افزایش میدهند.
پیشگیری از بیماری واریس مری
پیشگیری از واریس مری در واقع همان پیشگیری از بیماریهای مزمن کبدی و جلوگیری از پیشرفت آنها به سمت سیروز است. اگر کبد سالم بماند، فشار ورید باب بالا نمیرود و واریسی تشکیل نمیشود. مهمترین اقدام، قطع کامل مصرف الکل است، زیرا الکل سم اصلی کبد است. درمان و کنترل هپاتیتهای ویروسی B و C با داروها و واکسیناسیون نیز حیاتی است. امروزه هپاتیت C درمان قطعی دارد و هپاتیت B قابل کنترل است.
کنترل وزن و درمان کبد چرب نیز اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. رژیم غذایی سالم و ورزش برای جلوگیری از سندرم متابولیک که منجر به آسیب کبدی میشود، ضروری است. اما برای کسانی که هماکنون دچار سیروز هستند، هدف “پیشگیری از تشکیل واریس” یا اگر واریس دارند “پیشگیری از خونریزی” است. مراجعه منظم به پزشک و انجام آندوسکوپیهای غربالگری طبق برنامه، کلید موفقیت است. پزشک میتواند با تشخیص زودهنگام واریسهای کوچک، درمان با بتابلاکرها را شروع کند تا از رشد آنها جلوگیری کند.
پیشگیری از یبوست و سرفههای شدید نیز مهم است، زیرا زور زدن میتواند فشار داخل شکم و وریدها را به طور ناگهانی بالا ببرد. بیماران باید از بلند کردن اجسام بسیار سنگین که نیاز به حبس نفس و زور زدن دارد، خودداری کنند. پرهیز از مصرف داروهایی که خطر خونریزی را زیاد میکنند، مانند آسپرین و داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی (NSAIDs) مثل ایبوپروفن، مگر با تجویز دقیق پزشک، نیز بخشی از استراتژی پیشگیری است.
رژیم غذایی مناسب برای بیماری واریس مری
رژیم غذایی در بیماران مبتلا به واریس مری باید دو هدف را دنبال کند: مدیریت بیماری کبدی زمینهای و محافظت مکانیکی از مری برای جلوگیری از آسیب به رگها. از نظر بافت غذا، بیماران باید از خوردن غذاهای سفت، خشک و لبهتیز پرهیز کنند. چیپس، نانهای خشک و برشته، سبزیجات خام سفت، استخوان ماهی و آجیلهای نجویده میتوانند هنگام بلعیدن روی واریسهای متورم خراش ایجاد کنند و باعث پارگی آنها شوند. توصیه میشود غذاها نرم، خوب پخته شده و کاملاً جویده شوند.
مدیریت نمک (سدیم) بسیار مهم است. بیماران سیروزی اغلب دچار احتباس آب و مایع در شکم (آسیت) هستند. مصرف زیاد نمک باعث بدتر شدن احتباس مایعات میشود که به نوبه خود حجم خون و فشار ورید باب را افزایش میدهد. رژیم کمنمک به کنترل این فشار کمک میکند. مصرف الکل باید به صفر مطلق برسد؛ حتی مقدار کمی الکل میتواند آسیب کبدی را تسریع کرده و فشار پورتال را بالا ببرد.
از نظر محتوای تغذیهای، بسیاری از بیماران کبدی دچار سوءتغذیه هستند. رژیم غذایی باید کالری کافی و پروتئین متعادل داشته باشد. بر خلاف باور قدیمی که پروتئین را محدود میکردند، امروزه توصیه میشود که پروتئین کافی (ترجیحاً پروتئین گیاهی و لبنیات) مصرف شود تا از تحلیل عضلانی جلوگیری شود، مگر در موارد انسفالوپاتی شدید که پزشک محدودیت موقت اعمال میکند. ویتامینها و مکملها باید فقط با نظر پزشک مصرف شوند، زیرا کبد بیمار قادر به پردازش دوزهای بالای برخی ویتامینها (مثل ویتامین A) نیست.
درمان خانگی بیماری واریس مری (اقدامات حمایتی)
باید با قاطعیت گفت که هیچ درمان خانگی، گیاهی یا سنتی برای کوچک کردن یا از بین بردن واریس مری وجود ندارد. این بیماری یک مشکل ساختاری و همودینامیک جدی است و استفاده از دمنوشها یا داروهای گیاهی خودسرانه میتواند بسیار خطرناک باشد، زیرا بسیاری از گیاهان دارویی خود برای کبد سمی هستند یا با داروهای کبدی تداخل دارند. درمان خانگی در اینجا به معنای تغییر سبک زندگی برای حمایت از کبد و جلوگیری از افزایش فشار شکمی است.
یکی از مهمترین اقدامات خانگی، استراحت کافی و پرهیز از فعالیتهای بدنی سنگین و ناگهانی است. بلند کردن اجسام سنگین باعث افزایش فشار داخل قفسه سینه و شکم میشود و میتواند ماشه پارگی واریس را بکشد. مدیریت استرس نیز مفید است. همچنین بیمار باید مراقب باشد که دچار یبوست نشود؛ استفاده از ملینهای ملایم (مانند لاکتولوز که توسط پزشک تجویز میشود) و مصرف فیبر کافی (به صورت نرم و پخته) برای اجتناب از زور زدن هنگام اجابت مزاج ضروری است.
بیماران باید از استفراغ کردن جلوگیری کنند. اگر حالت تهوع دارند، باید سریعاً داروی ضدتهوع مصرف کنند، زیرا فشار ناشی از عق زدن بسیار مخرب است. هنگام خواب، بالا نگه داشتن سر با چند بالش ممکن است به کاهش رفلاکس اسید کمک کند؛ اسید معده میتواند دیواره نازک واریسها را ملتهب و آسیبپذیرتر کند. هرگونه درد شکمی، تب خفیف یا تغییر در سطح هوشیاری باید جدی گرفته شود و بیمار فوراً به مراکز درمانی منتقل گردد.
تفاوت بیماری واریس مری در مردان و زنان
از نظر آناتومی و مکانیسم بیماری، تفاوت بنیادینی بین واریس مری در مردان و زنان وجود ندارد. اما شیوع و علل زمینهای آن بین دو جنس متفاوت است. در سطح جهانی، مردان بیشتر از زنان دچار سیروز کبدی و در نتیجه واریس مری میشوند. دلیل اصلی این امر، شیوع بالاتر مصرف الکل و رفتارهای پرخطر منجر به هپاتیتهای ویروسی در مردان است.
در مقابل، زنان بیشتر مستعد ابتلا به هپاتیتهای خودایمنی و سیروز صفراوی اولیه (PBC) هستند که این بیماریها نیز میتوانند منجر به سیروز و واریس مری شوند. همچنین زنان نسبت به آسیبهای کبدی ناشی از الکل حساسترند و با مقادیر کمتری از الکل و در مدت زمان کوتاهتری نسبت به مردان دچار سیروز میشوند. این تفاوت بیولوژیکی به متابولیسم الکل در معده و کبد زنان مربوط میشود.
در بحث درمان و عوارض، تفاوت جنسیتی کمی وجود دارد. برخی مطالعات نشان دادهاند که زنان ممکن است پاسخ بهتری به درمانهای دارویی مانند بتابلاکرها بدهند، اما از طرف دیگر، عروق آنها ممکن است ظریفتر باشد که انجام پروسههایی مانند TIPS را کمی دشوارتر میکند. همچنین در زنان باردار، وجود واریس مری چالشهای منحصربهفردی ایجاد میکند که به مدیریت دقیق نیاز دارد. به طور کلی، جنسیت عامل تعیینکننده اصلی در پروتکل درمانی نیست و شدت بیماری کبدی فاکتور اصلی محسوب میشود.
بیماری واریس مری در کودکان و در دوران بارداری
واریس مری در کودکان نادر است اما زمانی که رخ میدهد، علل متفاوتی نسبت به بزرگسالان دارد. در کودکان، شایعترین علت سیروز نیست، بلکه “انسداد ورید باب خارج کبدی” (Cavernous transformation) است که اغلب ناشی از ترومبوز (لخته) قدیمی در دوران نوزادی یا عفونت نافی است. بیماریهای مادرزادی مانند آترزی صفراوی (بسته بودن مجاری صفراوی) نیز عامل مهم دیگر سیروز و واریس در کودکان هستند. علائم در کودکان مشابه بزرگسالان است (استفراغ خونی، بزرگ شدن طحال). درمان در کودکان چالشبرانگیز است زیرا اندازه ابزارهای آندوسکوپی باید متناسب باشد و درمانهای دارویی باید با دقت تنظیم شوند. روش شانتگذاری (مانند عمل Rex) گاهی در کودکان برای درمان قطعی انسداد ورید باب استفاده میشود.
در دوران بارداری، واریس مری میتواند بسیار خطرناک باشد. بارداری خود باعث افزایش حجم خون در بدن مادر میشود و رحم بزرگ شده به وریدهای شکمی فشار میآورد. این عوامل باعث افزایش فشار ورید باب میشوند. اگر زنی از قبل واریس مری داشته باشد، بارداری خطر خونریزی را، به ویژه در سه ماهه دوم و سوم و حین زایمان، به شدت افزایش میدهد. خونریزی واریس در بارداری تهدیدی جدی برای جان مادر و جنین است.
زنان مبتلا به سیروز که قصد بارداری دارند باید حتماً قبل از بارداری غربالگری شوند و در صورت نیاز واریسهای بزرگ با باند بسته شوند. در طول بارداری، استفاده از بتابلاکرها با احتیاط و تحت نظر پزشک ممکن است ادامه یابد. زایمان معمولاً باید با کمک ابزار (مانند فورسپس) یا سزارین انجام شود تا از زور زدن شدید مادر (که فشار واریس را بالا میبرد) در مرحله دوم زایمان جلوگیری شود. مدیریت این بیماران نیازمند تیم مشترکی از متخصص گوارش و متخصص زنان و زایمان پرخطر است.
عوارض و خطرات بیماری واریس مری
مهمترین، شایعترین و مرگبارترین عارضه واریس مری، خونریزی حاد است. پارگی واریس باعث از دست رفتن حجم زیادی خون در مدت کوتاه میشود که منجر به شوک هموراژیک (افت شدید فشار خون و نرسیدن خون به ارگانها) میگردد. اگر جلوی خونریزی سریع گرفته نشود، منجر به نارسایی چندارگانی و مرگ میشود. حتی با درمان فوری، نرخ مرگومیر در هر بار خونریزی حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد است.
یکی دیگر از عوارض جدی، عفونت است. بیمارانی که دچار خونریزی گوارشی میشوند، به شدت مستعد ابتلا به عفونتهای باکتریایی مانند پریتونیت باکتریایی خودبهخودی (SBP) یا ذاتالریه هستند. خون موجود در روده محیط مناسبی برای رشد باکتریها فراهم میکند و سیستم ایمنی ضعیف بیماران کبدی نمیتواند مقابله کند.
آسپیراسیون ریوی نیز یک خطر بزرگ است. وقتی بیمار استفراغ خونی شدید دارد و سطح هوشیاریاش پایین است، ممکن است خون وارد ریهها شود و باعث خفگی یا عفونت شدید ریه (پنومونی) شود. انسفالوپاتی کبدی (کما کبدی) نیز اغلب پس از خونریزی تشدید میشود. خون در روده هضم شده و مقدار زیادی آمونیاک و مواد سمی تولید میکند که کبد بیمار قادر به تصفیه آن نیست؛ این سموم به مغز میروند و باعث گیجی و کما میشوند. عوارض ناشی از درمانها (مانند زخم مری ناشی از باند لیگاسیون یا تنگی مری) نیز ممکن است رخ دهد.
طول درمان بیماری واریس مری چقدر است
واریس مری یک بیماری مزمن است و مفهوم “طول درمان” برای آن به معنای مدیریت مادامالعمر است، نه یک دوره درمانی کوتاه که به بهبودی کامل ختم شود. تا زمانی که فشار ورید باب بالاست (که معمولاً به دلیل سیروز دائمی است)، خطر واریس وجود دارد. بنابراین، مصرف داروهای بتابلاکر معمولاً باید تا پایان عمر ادامه یابد. قطع دارو میتواند منجر به عود سریع فشار و خونریزی شود.
اگر بیمار تحت درمان آندوسکوپی (باند لیگاسیون) قرار گیرد، معمولاً نیاز به جلسات متعدد دارد. جلسات هر ۲ تا ۴ هفته تکرار میشوند تا زمانی که تمام واریسها از بین بروند (ریشهکن شوند). پس از ریشهکنی، بیمار باید ۳ ماه بعد و سپس هر ۶ تا ۱۲ ماه یک بار آندوسکوپی نظارتی انجام دهد تا مطمئن شود واریسها عود نکردهاند.
تنها شرایطی که درمان واریس مری متوقف میشود، زمانی است که علت زمینهای پرفشاری پورتال کاملاً برطرف شود. این اتفاق معمولاً فقط با پیوند کبد رخ میدهد. پس از پیوند موفق، فشار ورید باب به حالت طبیعی برمیگردد و واریسها به تدریج محو میشوند. در غیر این صورت، بیمار باید بپذیرد که نظارت بر واریسها و مصرف دارو بخشی جداییناپذیر از سبک زندگی او خواهد بود.
اسم های دیگر بیماری واریس مری
در متون پزشکی و علمی، این بیماری عمدتاً با نام Esophageal Varices شناخته میشود. در زبان فارسی، علاوه بر “واریس مری”، گاهی از اصطلاحات توصیفی مانند “گشادی سیاهرگهای مری” یا “رگهای واریسی مری” استفاده میشود.
در برخی متون تخصصی، ممکن است به آن به عنوان بخشی از سندرم کلیتر “پرفشاری ورید باب” (Portal Hypertension) اشاره شود، هرچند این نام علت بیماری است نه خود واریس. همچنین اگر واریس در قسمت فوقانی معده نیز وجود داشته باشد (که شایع است)، اصطلاح “واریس گاستروازوفاژیال” (Gastroesophageal varices) به کار میرود. نامهای قدیمیتر یا کمتر رایج ممکن است شامل “هموروئید مری” باشد که البته از نظر علمی دقیق نیست اما مکانیسم مشابهی را تداعی میکند. دانستن نام لاتین بیماری برای جستجو در منابع علمی و درک گزارشهای پزشکی برای بیماران مفید است.
درجهبندی و دستهبندی واریسهای مری (موضوع مرتبط اضافه شده)
درک سیستم درجهبندی (Grading) واریسها برای بیماران مهم است زیرا طرح درمان بر اساس آن ریخته میشود. پزشکان در حین آندوسکوپی، واریسها را بر اساس اندازه و ظاهرشان طبقهبندی میکنند. سیستمهای مختلفی وجود دارد اما رایجترین آنها تقسیمبندی به کوچک و بزرگ است.
-
واریسهای کوچک (Small): رگهایی که کمخطر هستند، صاف به نظر میرسند و قطر آنها کمتر از ۵ میلیمتر است. این واریسها معمولاً نیاز به بستن با باند ندارند اما ممکن است پزشک برای جلوگیری از رشد آنها بتابلاکر تجویز کند.
-
واریسهای بزرگ (Large): رگهایی با قطر بیش از ۵ میلیمتر که برجسته، مارپیچی و گرهدار هستند و فضای مری را اشغال میکنند. اینها خطر پارگی بالایی دارند و حتماً نیاز به درمان پیشگیرانه (دارو یا باند) دارند.
علاوه بر اندازه، وجود “نشانههای قرمز” (Red Signs) روی واریس بسیار مهم است. این نشانهها شامل خطوط قرمز (Red Wale Marks) یا نقاط قرمز گیلاسی روی سطح رگ هستند. این نقاط نازکترین بخش دیواره رگ هستند و نشان میدهند که پارگی قریبالوقوع است. وجود این علائم حتی در واریسهای متوسط، بیمار را در گروه پرخطر قرار میدهد و نیاز به اقدام فوری دارد. سیستمهای دیگری مانند Paquet یا سارین نیز وجود دارند که واریسها را به درجات ۱ تا ۴ تقسیم میکنند، اما اساس تصمیمگیری بالینی همان سایز و علائم قرمز است.
جمعبندی
واریس مری عارضهای جدی و بالقوه کشنده است که در اثر پرفشاری ورید باب، عمدتاً ناشی از سیروز کبدی، ایجاد میشود. این رگهای متورم در مری معمولاً بدون علامت هستند تا زمانی که پاره شده و باعث استفراغ خونی شدید شوند. تشخیص اصلی با روش آندوسکوپی انجام میشود که به پزشک اجازه میدهد اندازه واریس را دیده و در صورت نیاز با روش باند لیگاسیون آن را درمان کند. درمان دارویی با مسدودکنندههای بتا نقش کلیدی در پیشگیری از خونریزی دارد. رژیم غذایی نرم و کمنمک و پرهیز مطلق از الکل برای مدیریت بیماری ضروری است. اگرچه این بیماری نیاز به مراقبت مادامالعمر دارد، اما با تشخیص زودهنگام و پایبندی به درمان، میتوان از خطرات جدی آن جلوگیری کرد و کیفیت زندگی را حفظ نمود.